مقدمه: تزریق اسپرم به داخل سیتوپلاسم تخمک (ICSI) به عنوان یک روش مناسب در درمان ناباروری می باشد. در این روش موانع طبیعی برای لقاح شامل ظرفیت پذیری و واکنش آکروزومی وجود ندارد. انتخاب اسپرم بر اساس خصوصیات ظاهری مانند تحرک و مورفولوژی انجام می شود و سلامت DNA و بلوغ کروماتین مورد ارزیابی قرار نمی گیرند. بنابراین وجود روش هایی که بتواند علاوه بر خصوصیات ظاهری، اسپرم هایی با فراگمنتاسیون کمتر DNA و بلوغ بیشتر کروماتین را جدا کند ضروری می باشد. بدین منظور در این مطالعه از فیبرونکتین به عنوان بیومارکری جهت ارزیابی وضعیت DNA و بلوغ کروماتین اسپرم استفاده گردید. فیبرونکتین یکی از گلیکوپروتئین های سطحی اسپرم و غشای پایه توبول سمی نیفروس می باشد و نقش مهمی را در برهمکنش اسپرم- تخمک و فرایند لقاح ایفا می کند. مواد و روش ها: از آنجا که اساس کلی جداسازی اسپرم ها در این پژوهش آنتی بادی ضد فیبرونکتین می باشد، ابتدا اقدام به تولید آنتی بادی پلی کلونال علیه فیبرونکتین گردید. سپس کارایی آنتی بادی تولید شده با استفاده از آزمون های SDS-PAGE، الایزا، ایمونوبلاتینگ، ایمونوسیتوشیمی و فلوسایتومتری مورد ارزیابی قرار گرفت. در مرحله بعد جهت بررسی کیفیت اسپرم های حاوی فیبرونکتین، مایع منی 15فرد نورموزواسپرمی پس از جداسازی به روش DGC با استفاده از آنتی بادی پلی کلونال ضد فیبرونکتین و goat anti rabbit کونژوگه با بید مغناطیسی بر روی ستون های MACS بارگذاری شد. سپس سه جمعیت (اسپرم های جداسازی شده توسط DGC، باند نشده به ستون و باند شده به ستون) از نظر محتوای فیبرونکتین و درصد زنده بودن مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت یکپارچگی DNA و بلوغ کروماتین در همه گروه های ذکر شده توسط تست های SCSA و رنگ آمیزی CMA3 به روش فلوسایتومتری ارزیابی گردید. نتایج: آنتی بادی تولید شده در تست های الایزا، ایمونوبلاتینگ، ایمونوسیتوشیمی و فلوسایتومتری به خوبی قادر به شناسایی فیبرونکتین بود. همچنین نتایج حاصل از جداسازی اسپرم ها بر اساس بیومارکر فیبرونکتین نشان داد که استفاده از ستون های MACS به طور معناداری باعث افزایش میانگین درصد اسپرم های حاوی فیبرونکتین در فراکسیون باند شده به ستون در مقایسه با اسپرم های باند نشده به ستون و اسپرم های جداسازی شده به روش DGC گردید (به ترتیب 10.35± 77.34در مقابل 2.16±2.36 و 10.36±12.45) (p<0.001). علاوه بر این در جمعیت اسپرم های حاوی فیبرونکتین، شاخص شکستDNA) ) DFI بسیار کمتر از اسپرم های باند نشده به ستون و اسپرم های جداسازی شده به روش DGC بود (به ترتیب 2.04±1.06 در مقابل 6±5.93 و 11.29±9.03) (p<0.001). همچنین میزان اسپرم های دارای کروماتین نابالغ در جمعیت حاوی فیبرونکتین به طور معناداری کمتر از اسپرم های باند نشده به ستون و اسپرم های جداسازی شده به روش DGC بود (به ترتیب 8.23±25.4 در مقابل10.28 ±48.61 و 10.9±41.1 (p<0.001). بحث و نتیجه گیری: همه روش های موجود در ارزیابی بلوغ کروماتین و یکپارچگی DNA با تخریب اسپرم همراه بوده و استفاده از آنها در درمان ناباروری غیرممکن می باشد. لذا فیبرونکتین می تواند به عنوان بیومارکری مناسب جهت جداسازی اسپرم هایی با کروماتین بالغ تر و فراگمنتاسیون کمتر DNA از سایر اسپرم ها بدون هرگونه آسیب به ساختار اسپرم در نظر گرفته شود. مطالعات جامع تر در آینده بر روی فیبرونکتین و ارتباط آن با کیفیت اسپرم، بکارگیری آن را در ناباروری مردان و روش های کمک باروری تقویت خواهد کرد.